| 29/08/1387 | تاریخ انتشار: | 8701118 | شماره خبر: |
|
عبور از سرما ![]() رضا لياقتورز: <طولاني و سرد>؛ اين كوتاه ترين و جامع ترين تعريفي است كه بر اساس پيش بينيهاي هواشناسي ميتوان از زمستان امسال ارائه كرد. حال طبيعي است كه براي گذر از چنين روزهايي بايد توشههاي مناسبي در كولهبار داشته باشيم. چه زمستان امسال خاصه با تجربههايي كه در سال 86 از سرگذرانديم، نظير قطعشدن گاز وارداتي، افتفشار، رشدمصرف و... هرگز پذيرفتني نيست كه دوباره <غافلگير> شويم؛ حتي اگر باز هم پذيراي سرمايي باشيم كه بهتعبير شاعر <ناجوانمردانه> باشد و مثل آن در نيم قرن يا حتي يك قرن اخير بيسابقه بوده باشد. اين البته هرگز به فرهنگ و شخصيت مردم كشور ما مربوط نيست، چرا كه به زعم ظرفيت بالاي مردم ايران زمين براي پذيرش و وفق يافتن با شرايط كه البته صفحات تاريخ گواه خوبي بر آن است در آموزههاي ديني و ملي خود همچنين تعليم يافتهايم كه <از يك سوراخ دوبار گزيده نشويم>، <آزموده را آزمودن خطاست> و <علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد.> پس هنوز كه اندك زماني فرصت باقي است بايد <فكر> و <اجرا> براي گرم نگهداشتن منازل ساكنان گستره ايران اسلامي بهكار گرفته شود. پيش نيازهاي اين مهم اما چيست؟ آيا براي ورود به ميدان مبارزه با سرما فصل آمادهسازي خوبي را گذراندهايم؟ دماي خانه مردم امسال آيا تفاوت قابل ملاحظهاي با سرماي بيرون خواهد داشت؟ آيا لذت نوشيدن چاي گرم در گرماي مطبوع داخل خانه در كنار تماشاي منظره بارش زيباي برف در پشت پنجرهها، خاطره خوشي براي مردم كشور به جاي خواهد گذاشت؟ اول از مديريت ميگوييم و مينويسيم: نيك ميدانيم كه فصل سرما، موعد پركاري معاونتهاي امور <گاز> و <پالايشوپخش> است. اين دو معاونت را به دو تيم ورزشي ترجيحا فوتبال مانند كنيد، اما دو تيمي كه فصل آمادهسازي را با يك سرمربي گذراندهاند و همين كه قرار شده مسابقات آغاز شود، رئيس باشگاه- به هر دليل و مصلحتي- سكان هدايت تيم را بهدست يكي از اعضاي كادر فني البته بهطور <موقت> سپرده است. از آنجا كه تيمها تدارك خوبي ديدهاند، البته انتظار كسب نتيجه خوب دور از ذهن نيست اما تفكر <موقت> بودن سرمربي تيم، چه تاثيري روي كار او خواهد گذارد؟آرمانگراها پاسخ آمادهاي به اين پرسش دادند: <اهميتي ندارد كه مسئوليت را يك روز عهدهدار باشيد يا يك قرن. بايد به موفقيت مجموعه فكر كنيد و كار خود را به بهترين شكل انجام دهيد.> اين پاسخ كاملا درست است اما در آن كوچكترين اشارهاي به برخي موضوعات نشده است. اينكه مسئول يك روزه چگونه ميتواند برنامه چند ساله بنويسد؟ فرض كنيم مسئول <موقت> با عشق بهخدمت، قصد تنظيم برنامهاي چند ماهه را كند. حال طبيعي است كه چنين امري نيازمند صرف هزينه است، اما اگر درحين تنظيم اين برنامه يا در پايان تهيه آن، مدت مسئوليت فرد مذكور پايان يافت و نفر جايگزين هم اعتقادي به مجموعه تهيه و تنظيم شده نداشت، چه كسي پاسخگوي هزينه زماني و ريالي انجام شده خواهد بود؟ براي آنكه به بدبيني هم متهم نشويم، تاكيد ميكنم كه چنين اتفاقي تاكنون بارها در بخشهاي مختلف كشور رخ داده و مثالهاي زنده آن در صنعت نفت ميتواند اساسنامه شركت ملي نفت- كههامانه دو سال براي آن زمان گذشت و نوذري وقتي به وزارت رسيد اعلام كرد اساسنامه تنظيم شده مناسب نيست- يا قرارداد كرسنت- كه در زمان وزير اسبق نفت آماده شد و وزراي سابق و فعلي با آن قويا مخالفت كردهاند يا قرارداد الفين يازدهم پتروشيمي كه نعمتزاده آن را با لينده آلمان بست و ابراهيمياصل با استدلال ناكارآمد بودن پيمانكار و پيشرفت بسيار كم پروژه قصد فسخ آن را كرد- باشد. در هيچ يك از اين مثالهايي كه طرح شد، هرگز قصددادن حق به شخص يا گروهي خاص را نداريم و مراد از ذكر آنها تنها آوردن شاهدي براي اثبات مدعاي خويش بود و بس. اكنون هم ميخواهيم به اين نتيجه برسيم كه اداره موقت هر مجموعهاي معنايي جز <گذراندن امور> ندارد و اگر اين زمان <موقت> بيشتر از آنچه در عرف تعريف و تعبير ميشود گردد، بيترديد مدير موقت به <روزمرگي> خواهد افتاد. كما اينكه قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مدت اداره وزارتخانهها توسط مسئول موقت - سرپرست- را سه ماه ذكر كرده و پس از آن بايد اداره مجموعه فوق، حالتي پايدار به خود بگيرد.امروز متاسفانه وزارت نفت، دو معاونت خود را در اين حالت موقت ميبيند. معاونتهاي امور <گاز> و <پالايشوپخش>، اينك همانند تيمهاي ورزشي هستند كه شرح آن را در سطور فوق آورديم و هم ميداني فعلا موقت دارند. اين مديران اگرچه زمان عرفي موقت را هنوز به پايان نرساندهاند، اما از آنجا كه اين اتفاق در آغاز فصل سرما رخ داده است، طبيعي است كه زمان كمتري براي تبديل از حالت موقت به پايدار دارند. در نظر گرفتن اينكه اين دو بخشي از بدنه معاونتي هستند كه امروز <سرپرست> آن شدهاند و گذشته از آن رزومه درخشاني كه در طول سنوات خدمت خود پر كردهاند ميتواند آنها را افرادي شايسته براي تبديل به مديري پايدار و تغيير حكم آنها از <سرپرست> به <مديرعامل> بنماياند.دوم اما بايد از بخشهاي فني و عملياتي گفت: فرآوردههاي نفتيوگازي مورد نياز براي فصل سرما، بيترديد بايد از محلي تامين شود. توليد، واردات و يا... هر چه كه هست بايد در نيمسالي كه ميان اين دو فصل سرما فرصت بود محلش پيدا ميشد. چه امروز زمان اجراست و ديگر مجال چنداني براي فكركردن نيست. توليد اگر كم است،واردات راهكار خوبي براي كوتاهمدت ميتواند باشد. فرهنگسازي براي صرفهجويي هم كه به مانند غذايي است كه بايد روي آتش يكنواخت پخته شود و زيادكردن شعله آن، روي پخت اثري ندارد. از اين رو نميشود و نبايد انتظار داشت كه ميزان صرفهجويي مردم در قياس با سال قبل رشدي چند صددرصدي پيدا كند، اما ميتوان برنامهاي نوشت كه تا 365 روز آينده، با اطلاعرسانيهاي فراگير و تبليغات مفيد و گسترده و البته اتخاذ سياستهاي تشويقي، روزبهروز بر شمار صرفهجوها افزوده شود.راهكارهاي بلندمدت هم البته شكي نيست كه در دستور كار خواهد بود، پالايشگاهها و خطوط انتقال و سيستم توزيع اگر نياز به تقويت، افزايش يا هر چيز ديگري كه دارد، صد البته بايد به مرحله اجرا برسد تا اندكاندك از شمار راههاي كوتاهمدت كاسته شود و راهكارهاي بلندمدت، كارايي خود را نشان دهند.از اينها گذشته، فلان كشور اگر منبع خوبي براي واردات نيست يا فلان حامل انرژي احتمال ميرود كه گران و ارزان شود هم نيازمند بررسي عميق و دقيق است، چه برازنده كشور بزرگ و تاثيرگذاري مثل جمهوري اسلامي ايران نيست كه در چنين شرايطي < رو دست> بخورد و تاوان اشتباهات در بخشهاي فوق را از <سرمايه ملي> بپردازد.آنچه ذكر شد، <مشتي نمونه خروار> از ملزومات موجود در <كولهگذر از سرما> بود. به اين نكته واقفيم كه <مجريان> و <تصميمگيران> بزرگي در كشور، خاصه در صنعت نفت داريم، اما طرح چنين مسائلي را كه احساس كرديم از توجه دور مانده را هم وظيفه خود دانستيم... با اين همه سپريكردن سرماي گرمي را اميد داريم. |
||||
|
www.eghtesadrooz.biz
email: Info@eghtesadrooz.biz www.iraneghtesadi.com email: Info@iraneghtesadi.com |
||||